وگهگاهی
دو خط شعری که گویای همه چیز هست و
خود ناچیز
................................................
صدای وحشی یک زن تلنگری در من
نگاه خواهش یک مردخنده ای در زن
وچکه چکه درونش عذاب یک بوسه
درون بود خودش! بود زن! و پیراهن
تمام خواب و خیالش! تمام تنهایی
توهمات غریبانه ,بوسه رقصیدن
میان من ومنش تا هنوز.. یک من بود
واین رسوب عطشناک گندمی در من
شبیه کوه دماوند میانه پر دردم
عجیب اینکه تو باشی ومن و, نشکفتن
واین تلنگر وحشی چه بود جنبید م؟
صدای وحشی یک من! تلنگری در زن
|
+| نوشته شده توسط
محمد ارحامی در شنبه پنجم اسفند 1385
|